مجتبى ملكى اصفهانى

400

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

تحقيق وجود آن در فرع ممكن باشد . 3 - آن صفت بايد مناسب باشد ، يعنى بين صفت و حكم چنان رابطه‌اى برقرار باشد كه ظنّ به علّت بودن آن صفت حاصل شود . 4 - آن صفت قاصر و محدود بر اصل نباشد . زيرا تنها در صورتى علّت اساس قياس است كه علّت متعدّى بوده ، از اصل تعدّى كند و در فرع نيز جريان داشته باشد . « 1 » تقسيمات علّت : علّت از جهات مختلفى تقسيم مىشود . 1 - تقسيم علّت به اعتبار مناسب . يعنى شارع مناسبت آن را با حكم معتبر دانسته يا نه ؟ در اين تقسيم ، علّت چهار قسم است : الف : مناسب مؤثر و آن صفتى است كه شارع به صراحت يا به اشاره بيان داشته كه اين صفت ، علّت اين حكم است . مثل اينكه در كلام معصوم عليه السّلام تصريح شده كه علّت نجس نشدن آب چاه در ملاقات با نجس ، اين است كه داراى مادّه و منبع است . « 2 » ب : مناسب ملائم : هرگاه شارع صفتى را به عنوان علّت حكم معيّن نكرده باشد ولى اين صفت در كلام ديگرى از شارع به عنوان علّت براى حكمى از جنس همان حكم معتبر دانسته شده باشد .

--> ( 1 ) همان مدرك . ( 2 ) وسائل الشيعة ، ج 1 ، باب 3 ، ابواب ماء المطلق ، حديث 12 .